تبليغاتX
بوی گندم

...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 22:10  توسط گندم  | 

 

گريه كنم يا نكنم آخر ماجرا رسيد

گريه كنم يا نكنم قصه به انتها رسيد

تو ميروي و آينه پر مي‏شود از بي‏كسي

از من سفر ميكني و به مرگ قصه مي‏رسي

ببين كه آب مي‏شود قطره به قطره قلب من

مرگ من و قصه ماست فاجعه جدا شدن

گريه كنم يا نكنم آخر ماجرا رسيد

گريه كنم يا نكنم قصه به انتها رسيد

تو جامه‏دان پر مي‏كني من خالي از جان مي‏شوم

يك لحظه در چشمم ببين ، ببين چه ويران مي‏شوم

بعد از تو با من چه كنم با من بي‏پناه من

كجاي شب پنهان شوم كجاي اين عاشق‏شكن

تو مي‏روي و جان من گور ترنم مي‏شود

خورشيدكي كه داشتم در شب من گم مي‏شود

چيزي نگو به آينه با رازقي حرفي نزن

براي بار آخرين تنها نگاهي كن به من

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 3:31  توسط گندم  |