تبليغاتX
بوی گندم - به دل طوفانی من ....

به دل طوفانیه من خدانگاهی نداره این کشتی بی ناخدا راهی به جایی نداره

 تو آسمون شهر من فقط دل ابرا پره هیچ ابری بارون نمی شه غصه من را بخوره

 عاشق بادم نمی شم آخه اونم رفتنیه یاد نوازشاش فقط رو صورتم موندنیه

 با هرکی هم قدم می شم آخرراش جداییه به هر کی دل بسته می شم عاقبتم تنهاییه

 عشق پرنده هم دیگه تو قلب من جا نداره خودش می ره پروازشو برای من جا می زاره

 اگر بجای چلچله هوای گوچ و می دیدم رفتنتو می فهمیدم

 اگه به جای رودخونه صافیه آب و می دیدم رفتنتو می فهمیدم

 کاشک حرفاتو می فهمیدم

عاشق شب بودم ولی حالا برام تاریکیه

 گفتن دردای دلم ،حکایت از غریبیه کاش به جای گفتنات سکوتشو می فهمیدم

 صدای پاشو کاشکی من تو دل شب نمی شنیدم

 خیال می کردم تو چشات صحبت سر عشق منه

 غافل از این که اون چشات آیینه ی چشم منه

 کاشکی به جای اون نگاه عکس چشای اون بودم

 آخه دلت جای دیگه ست کاشکی که جای اون بودم

 گفتن دردای دلم ،حکایت از غریبیه کاش به جای گفتنات سکوتشو می فهمیدم

 صدای پاشو کاشکی من تو دل شب نمی شنیدم

 خیال می کردم تو چشات صحبت سر عشق منه

 غافل از این که اون چشات آیینه ی چشم منه

 کاشکی به جای اون نگاه عکس چشای اون بودم

 آخه دلت جای دیگه ست کاشکی که جای اون بودم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 14:12  توسط گندم  |